جستجو در مقالات منتشر شده


18 نتیجه برای ذهن‌آگاهی

معصومه السادات سجادی، سید محمدحسین موسوی نسب،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1393 )
چکیده

هدف از این پژوهش بررسی نقش مستقیم و غیرمستقم پنج عامل بزرگ شخصیت در پیش­ بینی ذهن ­آگاهی و شادکامی ذهنی بود. نمونه­ ای با300 شرکت­ کننده (165دختر، 135پسر) از بین دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ­ارشد دانشگاه شهید باهنر کرمان، به روش نمونه­ گیری خوشه­ ای تصادفی انتخاب شد. ابزار­های پژوهش شامل فرم کوتاه پنج عامل شخصیت نئو، پنج­ وجهی ذهن­ آگاهی، عاطفه مثبت و منفی و رضایت از زندگی بود. داده ­ها با استفاده از نرم ­افزار­های Spss22، Mplus5 و روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد روان­رنجورخویی، برون­گرایی، سازگاری و وظیفه­ شناسی با ذهن ­آگاهی رابطه دارند. هم­چنین روان­رنجورخویی، برون­گرایی، گشوده­گی به تجربه و وظیفه­شناسی با مؤلفه عاطفه مثبت؛ برون­گرایی و روان­رنجورخویی با مؤلفه عاطفه ­منفی و روان­رنجورخویی، برون­گرایی و وظیفه ­شناسی با مؤلفه رضایت از زندگی شادکامی ذهنی رابطه دارند. هم­چنین ذهن ­آگاهی نتوانست هیچ یک از خرده مؤلفه ­های شادکامی­ ذهنی را پیش­ بینی نماید. طبیعی است که به همین دلیل نتوانست نقش واسطه ­ای بین پنج عامل شخصیت و شادکامی ذهنی ایفا کند. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که عامل­ های شخصیتی نقش اصلی را پیش ­بینی ذهن ­آگاهی و شادکامی ذهنی ایفا می ­کنند.
وحیده صالح میرحسنی، نیما قربانی، احمد علی پور، ولی اله فرزاد،
دوره 10، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه‌ای فرایندهای خودشناسی (خودشناسی ‌انسجامی، و ذهن‌آگاهی) و خودمهارگری در رابطه بین استرس ‌ادراک‌شده و عینی با اضطراب، افسردگی، و علائم‌جسمانی بود. از 217 آتش‌نشان  با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی از 22 ایستگاه نمونه گیری شد  و مقیاس‌های خودشناسی‌انسجامی ، ذهن‌آگاهی، خودمهارگری، استرس ادراک‌شده ، استرس عینی، اضطراب و افسردگی، و علائم‌جسمانی برای جمع آوری داده‌ها استفاده‌شد. یافته‌ها نشان‌دادند تعامل خودمهارگری با خودشناسی‌انسجامی بیشترین نقش واسطه‌ای را در تنظیم رابطه بین استرس ادراک‌شده و اضطراب، افسردگی و علائم‌جسمانی دارد. تاثیر استرس عینی از طریق استرس ادراک‌شده است که این می تواند تاکیدی بر اهمیت ذهنی بودن استرس باشد.  براساس این یافته‌ها، به نظر می رسد فرایندهای خودشناسی در ارتباط بین استرس، اضطراب، افسردگی و علائم جسمانی دارای نقش واسطه ای است.


سمیه علی نسب، مهناز شاهقلیان، محمد نقی فراهانی،
دوره 11، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطۀ بین ابعاد شخصیت برون‌گرایی/ نورزگرایی و بهزیستی ذهنی با توجه به نقش واسطه­ای ذهن‌آگاهی بود. در یک مطالعۀ همبستگی، تعداد 152نفر (61پسر، 91دختر) از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه خوارزمی به روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند و به فرم کوتاه پرسشنامۀ تجدید نظر شدۀ شخصیت آیزنک و مقیاس ذهن‌آگاهی رگه پاسخ دادند. برای ارزیابی بهزیستی ذهنی با توجه به تعریف آن، از دو مقیاس رضایت از زندگی  و مقیاس عاطفۀ مثبت و عاطفه منفی استفاده شد.یافته‌ها نشان داد برون‌گرایی با بهزیستی ذهنی و ذهن‌آگاهی، رابطۀ مثبت و نورزگرایی با بهزیستی ذهنی و ذهن‌آگاهی، رابطۀ منفی دارد. تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد ذهن‌آگاهی دارای نقش میانجی در رابطۀ بین برون‌گرایی و عاطفۀ مثبت است. همچنین ذهن‌آگاهی در رابطۀ بین نورزگرایی و عاطفۀ منفی و در رابطۀ بین نورزگرایی و رضایت از زندگی به عنوان واسطه عمل کرده است. سازۀ ذهن‌آگاهی می­تواند تبیین‌کنندۀ رابطۀ تفاوت­های فردی در حوزۀ شخصیت با سلامت روانی باشد.


شکوفه بخشی، محمد علی سپهوندی، سیمین غلامرضایی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

پسوریازیس یک بیماری التهابی مزمن پوستی است که با سطوح بالای استرس و تاثیر منفی قابل توجهی بر کیفیت زندگی بیماران همراه است. هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن­‌آگاهی بر کیفیت زندگی و استرس ادراک­‌شده در مبتلایان به پسوریازیس بود. پژوهش حاضر، نیمه‌­آزمایشی از نوع پیش­ آزمون، پس‌­آزمون همراه با گروه شاهد و پیگیری بود. جامعه آماری شامل تمامی مبتلایان به پسوریازیس مراجعه­‌کننده به درمانگاه­‌ها و کلینیک­‌های تخصصی پوست شهرستان خرم‌­آباد بودند. ابتدا، بیماران بـا اسـتفاده از ملاک‌­های ورود و خروج غربال شدند، سپس 24 نفر با روش نمونه­‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی، در دو گروه آزمایشی و شاهد گمارده شدند. ابزار گردآوری داده‌­ها مقیاس استرس ادراک­شده و شاخص کیفیت زندگی پوست بود. گروه آزمایشی به مدت 8 جلسه، مداخله کاهش استرس مبتنی بر ذهن­‌آگاهی را دریافت کردند. داده­‌ها با روش­‌های آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم­‌افزار SPSS (23) و آزمون­‌های تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) و تک­متغیره (ANCOVA) تجزیه ‌و تحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش کاهش استرس بر اساس ذهن­‌آگاهی باعث می­شود کیفیت زندگی مبتلایان بهبود یابد و استرس ادراک­‌شده آنان کاهش پیدا کند؛ تاثیر درمان در مدت پیگیری ماندگار بود (001/0>p). بنابراین، روش کاهش استرس بر اساس ذهن­‌آگاهی، می­تواند به عنوان مداخله‌­ای موثر در راستای بهبود کیفیت زندگی و کاهش دادن استرس ادراک­‌شده برای مبتلایان به پسوریازیس به کار گرفته شود.

فاطمه عباسی طهرانی، دکتر محمد نقی فراهانی، دکتر مهناز شاهقلیان قهفرخی، دکتر بلال ایزانلو،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف ساخت و معرفی بسته‌ی مداخلات آموزشی خودمدیریتی درد مزمن و ارزیابی اثرات آن بر بهبود خودمدیریتی درد، مهارت­‌های ذهن‌آگاهی، باورهای فراشناختی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در افراد مبتلا به دردهای مزمن اسکلتی-عضلانی طرح­ریزی شد. جامعه­‌ی آماری پژوهش شامل کلیه افراد مبتلا به دردهای مزمن اسکلتی-عضلانی مراجعه‌کننده به بیمارستان‌های شهر تهران در حدفاصل تیرماه 1399 تا دی­‌ماه 1400 بود. از این میان، 22 نفر (دو گروه 11 نفره) از افراد واجد ­شرایط با روش نمونه­‌گیری داوطلبانه انتخاب و طی یک طرح شبه­‌آزمایشی (پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه آزمایش و کنترل و پیگیری) بررسی شدند. اعضای گروه آزمایش طی دو ماه تحت 8 جلسه­‌ی مداخله­‌ای برخط 60 دقیقه‌ای قرار گرفتند­ و طی سه جلسه­‌ی 80 دقیقه­‌ای (پیش‌­آزمون، پس‌­آزمون و پیگیری) با استفاده از پرسش‌نامه­‌های درجه‌بندی شدت درد مزمن، خودمدیریتی درد، مهارت­‌های پنج‌وجهی ذهن‌آگاهی، باورهای فراشناختی و تنظیم شناختی هیجان به­ صورت برخط مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده­‌ها با استفاده از آزمون تجزیه­‌وتحلیل کوواریانس­ چندمتغیره و مقایسه­‌های تک‌متغیره در بستر آن تجزیه‌و‌تحلیل گردیدند. منطبق بر نتایج، اثرات کلی مداخلات خودمدیریتی معنادار بود (05/0<p). همچنین مداخلات تأثیرات معناداری در بهبود توانمندی خودمدیریتی درد، افزایش به‌کارگیری مهارت­‌های ذهن‌آگاهی و بهبود راهبردهای تنظیم شناختی هیجان نشان دادند (05/0>p اما اثرات معناداری بر کاهش باورهای فراشناختی ناکارآمد نداشتند (05/0<p). با عنایت به شواهد حاصل از این مطالعه مؤلفین بر این باورند که استفاده از مداخلات خودمدیریتی درد مزمن برای افراد مبتلا به دردهای مزمن اسکلنی-عضلانی دارای منافع بالینی قابل­‌توجهی است و لذا استفاده از آن را به متصدیان حوزه­‌ی سلامت توصیه می­‌کنند.
 
نسرین همایونفر، بهزاد تقی پور، پریسا سراج محمدی، لطیفه دیدا، فریبا عبدی، الهام احدی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت بر نگرانی و تحمل پریشانی مادران دارای کودک کم توان دهنی بود. این پژوهش نیمه ­آزمایشی واز نوع پیش ­آزمون - پس ­آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای کودک کم توان ذهنی بود که به مراکز توانبخشی شهر اردبیل در سال 1401مراجعه کرده بودند. از جامعه مذکور 30 نفر، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و به طور تصادفی در دو گروه برابر آزمایش و کنترل جایگزین شدند گروه آزمایشی طی 8 هفته تحت آموزش ذهن ­آگاهی مبتنی بر شفقت قرار گرفت، در این مدت بر گروه گواه مداخله ­ی انجام نگرفت پرسشنامه ­های تحمل پریشانی و نگرانی به عنوان ابزار ارزشیابی مورد استفاده قرار گرفت. داده ­ها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده از مقایسه پس ­آزمون دو گروه، حاکی از این است که نمرات پس ­آزمون تحمل پریشانی و نگرانی گروه مداخله و کنترل تفاوت معنی­ داری دارد (01/0=P). با توجه به نتایج به دست آمده می­ توان گفت که آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت موجب بهبود نمرات نگرانی و تحمل پریشانی مادران دارای کودک کم توان ذهنی شد.
 
خانم سرگلی شاه خاصه، دکتر جعفر حسنی، دکتر محمد شاکری،
دوره 18، شماره 3 - ( 10-1403 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی  درکمال گرایی در بیماران مبتلا به سردرد میگرنی بود. در قالب یک طرح شبه آزمایشی مبتنی بر پیش آزمون و پس آزمون، سه گروه از بیماران مبتلا به سردرد میگرنی مراجعه کننده به کلینیک مغز و اعصاب مشهد بر اساس معیارهای ورود و خروج  انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه کمال گرایی (هیل و همکاران، 2004) استفاده شد. داده ­ها از طریق تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بن فرونی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که هر دو روش درمان شناختی-رفتاری و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی موجب کاهش معنادار کمال گرایی در بیماران مبتلا به سردرد میگرنی شد. نتایج همچنین نشان داد که درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی تاثیر بیشتری بر کاهش کمال گرایی بیماران مبتلا به سردرد میگرنی دارد. در مجموع، مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی و اصول شناختی رفتاری می تواند در تامین سلامت روان شناختی بیماران مبتلا به سردرد میگرنی نقش بنیادی ایفا کند.

سپیده اسم‌زمانی‌آغمیونی، رویا رسولی، آزاده طاهری،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی همدلی در ارتباط میان ذهن‌آگاهی رابطه‌ای و صمیمیت زوجی است. با توجه به تأثیرات بنیادین روابط زوجی بر سلامت روان فردی و اجتماعی، شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقای کیفیت و صمیمیت در این روابط از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل تمامی دانشجویان متأهل دانشگاه تهران در سال تحصیلی 1402-1401 می‌باشد. نمونه‌گیری به روش در دسترس و به تعداد 300 نفر از دانشجویان متأهل زن و مرد انجام گرفت. برای جمع‌آوری داده‌ها از سه پرسشنامه معتبر شامل پرسشنامه صمیمیت زوجی (وندن‌بروک و ورتمن، 1995)، مقیاس همدلی (جولیف و فارینگنون، 2006) و مقیاس ذهن‌آگاهی رابطه‌ای (کیمز و همکاران، 2018) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS26 و AMOS24 و از طریق تحلیل مدل‌سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین ذهن‌آگاهی رابطه‌ای و همدلی رابطه معنادار و مثبت وجود دارد(β=0.27, p<0.001) همچنین، همدلی به‌طور معناداری با صمیمیت زوجی رابطه داشت (β=0.36, p<0.001)، و بین ذهن‌آگاهی رابطه‌ای و صمیمیت زوجی نیز رابطه مثبت معناداری یافت شد (β=0.17, p<0.002) . مقایسه مدل‌های مستقیم و کامل نشان داد که همدلی نقش میانجی جزئی در ارتباط بین ذهن‌آگاهی رابطه‌ای و صمیمیت زوجی ایفا می‌کند. این یافته‌ها اهمیت درک نقش همدلی و ذهن‌آگاهی در بهبود صمیمیت زوجی را تأکید می‌کند و می‌تواند به‌عنوان مبنای طراحی مداخلات روانشناختی برای تقویت روابط زوجی مورد استفاده قرار گیرد.

شهلا گودرزی، مونا سلیمان حشمت، ملیکا بلوری، حامد رشیدی اصل، مژگان اسماعیل پور،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBCT) بر استرس ادراک‌شده و تمرکز دانش‌آموزان مبتلا به اختلال بیش‌فعالی/کمبود توجه (ADHD) بود. این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان مبتلا به اختلال بیش‌فعالی/کمبود توجه مراجعه‌کننده به کلینیک آتیه درخشان ذهن تهران در فاصله فروردین تا خرداد ۱۴۰۴ بود. از میان افراد واجد شرایط، ۳۰ دانش‌آموز به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه ۹۰ دقیقه‌ای تحت مداخله شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی قرار گرفت و گروه کنترل در فهرست انتظار باقی ماند. داده‌ها با استفاده از مقیاس درجه‌بندی کانرز والدین، پرسشنامه استرس ادراک‌شده کوهن و آزمون توجه و تمرکز گردآوری شد. نتایج نشان داد میانگین استرس ادراک‌شده در گروه آزمایش از مرحله پیش‌آزمون به پس‌آزمون و پیگیری به‌طور معناداری کاهش یافت و میانگین تمرکز در این گروه به‌طور معناداری افزایش پیدا کرد، در حالی که در گروه کنترل تغییر معناداری مشاهده نشد. همچنین، اثرات درمان در مرحله پیگیری نیز تا حد زیادی پایدار باقی ماند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌تواند به‌عنوان مداخله‌ای مؤثر برای کاهش استرس ادراک‌شده و بهبود تمرکز در دانش‌آموزان مبتلا به اختلال بیش‌فعالی/کمبود توجه مورد استفاده قرار گیرد.

پونه نزاکت، نگین قدمی، فاطمه هوشمند، ارمغان عطشانی کوچصفهانی، سمانه خردیار،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله ذهن‌آگاهی رابطه‌محور بر استرس ادراک‌شده و کیفیت تعاملات زوجی در زوج‌های دارای مشکلات ارتباطی انجام شد. پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمونپس‌آزمون، گروه کنترل و مرحله پیگیری کوتاه‌مدت بود. جامعه آماری شامل زوج‌های مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره خانواده در شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود که ۳۰ زوج به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تخصیص یافتند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس استرس ادراک‌شده کوهن، پرسشنامه کیفیت تعاملات زوجی و فرم اطلاعات جمعیت‌شناختی بود. مداخله شامل برنامه هشت جلسه‌ای ذهن‌آگاهی رابطه‌محور با تمرکز بر آگاهی لحظه‌ای، گوش دادن آگاهانه، مدیریت تعارض و پرورش همدلی بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و آزمون‌های تعقیبی بررسی شدند. یافته‌ها نشان داد که مداخله به طور معناداری استرس ادراک‌شده را کاهش و کیفیت تعاملات زوجی را افزایش داد و اثرات آن در پیگیری کوتاه‌مدت نیز پایدار بود. این نتایج با پژوهش‌های پیشین همسو بوده و نشان‌دهنده توانایی ذهن‌آگاهی رابطه‌محور در مدیریت تعارض‌ها، تقویت همدلی و ارتقای مهارت‌های ارتباطی زوجین است. یافته‌ها تأکید می‌کنند که این مداخله می‌تواند رویکردی علمی و کاربردی برای مشاوران خانواده و برنامه‌های پیشگیری از مشکلات ارتباطی زوجین باشد. محدودیت‌های پژوهش شامل نمونه محدود، پیگیری کوتاه‌مدت و استفاده از ابزارهای خودگزارشی است و مطالعات آینده می‌توانند با نمونه‌های بزرگ‌تر و پیگیری بلندمدت اثرات مداخله را بررسی کنند.

نازیلا کاظمی جامع بزرگی، دکتر امینه جلالی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBSR) بر خستگی مزمن، علائم روان‌تنی و تاب‌آوری در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (MS) بود. این پژوهش از نوع کاربردی و با طرح نیمه‌آزمایشی پیش‌آزمونپس‌آزمون همراه با گروه کنترل و مرحله پیگیری انجام شد. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به ام‌اس مراجعه‌کننده به انجمن ام اس هرمزگان  در فروردین  ۱۴۰۴ بود که از میان آنان ۳۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه مداخله برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی را به‌صورت گروهی و توسط متخصص روان‌شناسی دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس خستگی، پرسشنامه علائم روان‌تنی و مقیاس تاب‌آوری کانردیویدسون بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شدند.
یافته‌ها نشان داد که مداخله برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی موجب کاهش معنادار خستگی مزمن و علائم روان‌تنی و همچنین افزایش معنادار تاب‌آوری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد . همچنین نتایج مرحله پیگیری نشان داد که اثرات مداخله تا حد زیادی پایدار باقی مانده است. بیشترین اندازه اثر مربوط به علائم روان‌تنی و سپس تاب‌آوری بود که نشان‌دهنده نقش مؤثر این مداخله در بهبود تنظیم هیجانی و کاهش نشانه‌های جسمانی مرتبط با استرس است.
در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که برنامه برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌تواند به‌عنوان یک مداخله مکمل مؤثر در بهبود وضعیت روان‌شناختی و جسمانی بیماران مبتلا به ام‌اس مورد استفاده قرار گیرد و نقش مهمی در ارتقای کیفیت زندگی آنان ایفا کند.
 

آرشیدا صیادی، فاطمه هوشمند، سیده ریحانه هاشمی، تارا ستوار، ارسلان برکت،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

اختلال کم‌توجهیبیش‌فعالی در دوره نوجوانی با کاستی‌های پایدار در خودتنظیمی، ضعف مهارت‌های خودمدیریتی و افزایش مشکلات اجتماعیهیجانی، از جمله اضطراب اجتماعی، همراه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر مهارت‌های خودمدیریتی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان مبتلا به اختلال کم‌توجهیبیش‌فعالی بود. پژوهش به شیوه نیمه‌آزمایشی و با طرح پیش‌آزمونپس‌آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری دوماهه انجام شد. جامعه پژوهش شامل نوجوانان ۱۳ تا ۱۵ ساله مبتلا به این اختلال بود که ۳۰ نفر از آنان به روش در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش در هشت جلسه ۹۰ دقیقه‌ای برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل در فهرست انتظار قرار داشت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودمدیریتی نوجوانان و مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانان بود که در سه مرحله پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری اجرا شدند. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شد. نتایج نشان داد که اجرای برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی موجب افزایش معنادار مهارت‌های خودمدیریتی و کاهش معنادار اضطراب اجتماعی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد و این اثرات در پیگیری دوماهه نیز تا حد زیادی پایدار باقی ماند. بر اساس یافته‌ها، برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌تواند به‌عنوان مداخله‌ای مکمل و مؤثر در بهبود کارکردهای شناختیرفتاری و کاهش مشکلات اجتماعیهیجانی نوجوانان مبتلا به اختلال کم‌توجهیبیش‌فعالی مورد استفاده قرار گیرد.
 

زهرا امیرعضدی، دکتر سهیلا رحمانی، پریسا کلاهی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

بیماری فیبرومیالژیا به عنوان یک اختلال درد مزمن، بار روان‌شناختی سنگینی را به مراجعان تحمیل می‌کند؛ از همین رو پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBSR) بر نشخوار فکری و ناگویی هیجانی در زنان مبتلا به فیبرومیالژیا انجام شد. طرح پژوهش حاضر نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون‌ـ‌پس‌آزمون و پیگیری دوماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان مبتلا به فیبرومیالژیا عضو انجمن فیبرومیالژیا بود که از میان آن‌ها، ۳۰ بیمار به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش مداخله ذهن‌آگاهی را طی هشت جلسه به صورت هفتگی دریافت نمود، در حالی که گروه کنترل در طول این مدت هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای سنجش شامل مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و پرسشنامه سبک پاسخ‌دهی نشخواری بود و داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج آماری نشان داد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی منجر به کاهش معنی‌دار نمرات نشخوار فکری و ناگویی هیجانی در بیماران گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است. همچنین نتایج آزمون تعقیبی حاکی از پایداری و ماندگاری اثرات این مداخله روان‌شناختی در مرحله پیگیری دوماهه بود. در نهایت می‌توان نتیجه‌گیری کرد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی با اصلاح زیرساخت‌های شناختی و بهبود آگاهی عاطفی غیرقضاوت‌گرانه، ابزاری کارآمد و پایدار برای تنظیم هیجان و کاهش رنج روان‌شناختی زنان مبتلا به فیبرومیالژیا است و استفاده از آن به عنوان یک درمان مکمل در کنار درمان‌های پزشکی توصیه می‌شود.

-محمد مهدی زیدآبادی نژاد، احمد ترابی، فاطمه محمدی فر، زهرا نوری، رویا توکلی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBSR) و روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت فشرده (ISTDP) بر نشانه‌های وسواس فکریعملی و پایبندی به درمان در بیماران مبتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی بود. این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری یک‌ماهه همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی مراجعه‌کننده به مراکز تخصصی گوارش و کبد شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود. تعداد ۴۸ نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در سه گروه درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی، روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت فشرده و گروه گواه گمارش شدند که در نهایت داده‌های ۴۵ نفر تحلیل شد. گروه‌های آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای مداخله دریافت کردند و گروه گواه در فهرست انتظار قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از سیاهه وسواس فکریعملی مادزلی و مقیاس پایبندی به درمان موریسکی گردآوری و با تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد هر دو مداخله در مقایسه با گروه گواه موجب کاهش معنادار نشانه‌های وسواس فکریعملی و افزایش پایبندی به درمان شدند . همچنین، درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی در مقایسه با روان‌درمانی پویشی کوتاه‌مدت فشرده اثربخشی بیشتری در کاهش نشانه‌های وسواس و بهبود پایبندی به درمان داشت و این اثرات در مرحله پیگیری نیز پایدار باقی ماند. در مجموع، هر دو رویکرد درمانی در بهبود وضعیت روان‌شناختی بیماران مبتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی مؤثر بودند، اما درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی اثربخشی بیشتری نشان داد.

زهره اسمعیلی، سحر شکور، سمیرا رمضانخانی، حسنا رستمی، فاطمه قاسم پور،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده

هدف این پژوهش مروری، بررسی اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBCT) بر کاهش اضطراب اجتماعی در نوجوانان بود. جستجوی سیستماتیک در پایگاه‌های اطلاعاتی Web of Science، ScienceDirect، Scopus، PubMed، Google Scholar، Magiran و IranDoc با کلیدواژه‌های مرتبط انجام شد. مطالعاتی که اثربخشی MBCT را بر اضطراب اجتماعی در نوجوانان بررسی کرده و امتیاز بالاتر از ۵ در مقیاس PEDro داشتند، انتخاب شدند. از میان ۴۳ مقاله شناسایی‌شده، ۶ مقاله واجد شرایط بودند. یافته‌ها نشان داد که MBCT به‌طور معنی‌داری اضطراب اجتماعی را در نوجوانان کاهش می‌دهد، اگرچه تفاوت‌هایی در روش‌شناسی، حجم نمونه و ابزارهای ارزیابی مشاهده شد. این نتایج بر پتانسیل MBCT به‌عنوان مداخله‌ای مؤثر برای مدیریت اضطراب اجتماعی تأکید دارد. پیشنهاد می‌شود MBCT در برنامه‌های مشاوره‌ای و سلامت روان مدارس و مراکز آموزشی مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، نیاز به تحقیقات بیشتر با روش‌شناسی استاندارد برای بررسی اثربخشی این رویکرد در زمینه‌های فرهنگی مختلف وجود دارد.

زهره احمدی،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر نشخوار فکری و علائم افسردگی در دانشجویان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی انجام شد.این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی مراجعه کننده به مرکز بهداشت شهر تهران در سال 1404بود که از میان آن‌ها، تعداد 30  دانشجو مبتلا به اختلال افسردگی اساسی به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت ۸ جلسه 90 دقیقه ای مداخله شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II و پرسشنامه نشخوار فکری (RRS) بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند.نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که بین میانگین نمرات پیش‌آزمون و پس‌آزمون گروه آزمایش در متغیرهای نشخوار فکری و علائم افسردگی تفاوت معناداری وجود دارد. در واقع، شرکت در جلسات شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی منجر به کاهش چشمگیر تکرار افکار ناخواسته و تخفیف نشانه‌های بالینی افسردگی در دانشجویان شد.شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی با آموزش مهارت‌های حضور در لحظه و پذیرش بدون قضاوت، ابزاری کارآمد برای مدیریت افکار تکرارشونده و بهبود وضعیت روانی دانشجویان مبتلا به افسردگی اساسی است و می‌تواند به عنوان یک مداخله مکمل در مراکز مشاوره دانشگاهی مورد استفاده قرار گیرد.
 
خانم فیروزه جلالی پور، دکتر سهیلا رحمانی،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده

اضطراب امتحان و ناگویی هیجانی از عوامل مؤثر بر سلامت روان و عملکرد تحصیلی نوجوانان به شمار می‌روند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه نوجوان‌محور کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان در نوجوانان انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری دوماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان نوجوان مشغول به تحصیل در دو مدرسه شهر تهران در سال  ۱۴۰۴ بود که از میان آنان، ۳۰ دانش‌آموز به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه هفتگی برنامه نوجوان‌محور کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل در طول دوره پژوهش هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با استفاده از مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و پرسشنامه اضطراب امتحان گردآوری و با تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد برنامه نوجوان‌محور کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی موجب کاهش معنادار ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. همچنین، نتایج مرحله پیگیری دوماهه حاکی از پایداری اثرات این مداخله بود. بر این اساس، برنامه نوجوان‌محور کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌تواند به‌عنوان یک مداخله مکمل در محیط‌های آموزشی برای کاهش ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان نوجوانان مورد استفاده قرار گیرد.
صبا صداقت زاده، دکتر سیما فرزانه،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان پذیرش و تعهد (ACT) بر طرحواره هیجانی شرم و ابراز هیجان در نوجوانان پسر دارای اضطراب اجتماعی بالا در منطقه ۱۳ شهر تهران انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون همراه با پیگیری و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان پسر دوره‌های متوسطه اول و دوم دارای اضطراب اجتماعی بالا در سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۴ بود. با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای، ۳۰ دانش‌آموز که نمره آنان در پرسشنامه اضطراب اجتماعی بالاتر از نقطه برش بود، انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس طرحواره‌های هیجانی لاهی (۲۰۰۲)، مقیاس ابرازگری هیجانی کینگ و امونز (۱۹۹۰) و پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانر و همکاران (۲۰۰۰) بود. گروه آزمایش طی هشت جلسه ۱۲۰ دقیقه‌ای درمان پذیرش و تعهد را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. نتایج نشان داد اثر زمان، اثر گروه و اثر متقابل زمان و گروه بر متغیرهای وابسته معنادار بود. همچنین، درمان پذیرش و تعهد موجب کاهش معنادار و پایدار طرحواره هیجانی شرم و افزایش معنادار ابراز هیجان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پس‌آزمون و پیگیری شد . بر اساس یافته‌ها، درمان پذیرش و تعهد می‌تواند مداخله‌ای مؤثر برای کاهش طرحواره هیجانی شرم و بهبود ابراز هیجان در نوجوانان دارای اضطراب اجتماعی باشد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb