4 نتیجه برای تصویر بدنی
مستانه مرادحاصلی، مرتضی منطقی،
دوره 11، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده
تصویر بدن یکی از عناصر اصلی سازنده شخصیت هر فرد است و به ادارک و احساسی که فرد از بدن خود دارد مربوط می شود. یکی از عواملی که به نظر می رسد روی تحول تصویر بدنی اثرگذار است، فضای مجازی است. هدف از این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تصویر بدنی دانشآموزان کاربر فضای مجازی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش نظریه زمینهای انجام شده است. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تا رسیدن به اشباع نظری در 16 دانشآموز 8 تا 13 ساله که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند، ادامه یافت. کدهای باز شامل 49 مفهوم و کدهای محوری شامل 9 مقوله است که شامل اثرپذیری از افراد، کمرنگ شدن عقاید مذهبی، عدم آگاهی، اثر روشهای افراطی در زیبایی (عمل جراحی زیبایی)، اثر تبلیغات، اثر تفاوت فرهنگی، فراگیر شدن فضای مجازی، عوامل روانشناختی و تحول ارزشی میباشد که به عنوان کد محوری این پژوهش شناسایی شد. فضای مجازی در دوران معاصر هنجارهای فرهنگی را درباره تعریف از جنسیت و بدن تغییر داده است. همرنگ شدن با هنجارهای ساخته شده در فضای مجازی در زمینه تصویر بدنی، تحول طبیعی تصویر بدنی را مختل می کند.
کبری جانباز فریدونی، سعیده بزازیان، مهدی پوراصغر، جعفر پویامنش،
دوره 16، شماره 3 - ( 10-1401 )
چکیده
از مهمترین مسائل روانشناختی زنان، تصویر بدنی و میل جنسی میباشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی هیپنوتیزم درمانی شناختی بر تصویر بدنی و بیمیلی جنسی بوده است روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون- پیگیری(دوماهه) با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زنانی بود که از تصویر بدنی پایین و بیمیلی جنسی رنج میبردند که در سال 1399 به مرکز مشاوره التیام در شهر بابلسر مراجعه کرده بودند از این جامعه تعداد 22 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (هرگروه 11 نفر). ابزار پژوهش شامل، پرسشنامه تصویر بدنی لیتلتون (BICI) و رضایت جنسی مستون وتراپنل (SSSW) بود. آزمودنیهای گروه آزمایش به مدت 11 جلسه 90 دقیقه ایی بهصورت هفتگی تحت مداخله هیپنوتیزم درمانی شناختی قرار گرفتند ولی گروه کنترل مداخله ایی را دریافت نکردند دادههای پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی بن فرونی تحلیل شد. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که هیپنوتیزم درمانی شناختی در بهبود میل جنسی(001/0 P<54/19=F) و بهبود تصویر بدنی (005/0P<962/8=F) زنان مؤثر میباشد. بهطورکلی یافتهها نشان میدهد که روش هیپنوتیزم درمانی شناختی میتواند در حالت خلسه سبک هیپنوتیزمی با تغییر اشکال خود هیپنوتیزم منفی از طریق به چالش کشاندن افکار منفی، خودکار، خطاهای شناختی و باورهای نادرست باعث بهبود تصویر بدن و افزایش میل جنسی زنان شود و پیشنهاد میشود این هیپنوتیزم شناختی بهعنوان یک روش درمانی در کمک به مراجعین استفاده شود.
میترا میرجلیلی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
هدف پژوهش بررسی اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی با نقش میانجی رفتارهای خوردن آسیب زا و تصویر بدنی منفی در ورزشکاران بوده است. روش این پژوهش از نوع طرح همبستگی مبتنی بر تحلیل روابط ساختاری است. نمونه آماری در این پژوهش 309 نفر از ورزشکاران شهر تهران در سال 1402 بودند. داده های پژوهش به کمک مقیاس اعتیاد به رسانه های اجتماعی برگن (2016)، سیاهه ترس از تصویر بدن لیتلتون (2005)، مقیاس وابستگی به تمرین (2002)، و آزمون نگرش به تغذیه (1982) جمع آوری شده اند. پرسشنامه ها نیز به صورت آنلاین تکمیل شدند. یافته ها نشان داد که اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی با نقش واسطه ای رفتارهای خوردن آسیب زا میتوانند اعتیاد به ورزش را پیشبینی کنند، اما اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی نتوانست با نقش میانجیگری تصویر بدنی منفی، اعتیاد به ورزش را پیش بینی کند. با توجه به نتایج فوق میتوان اهمیت رفتارهای خوردن آسیب زا در مسیر اعتیاد به شبکههای مجازی و اعتیاد به ورزش پی برد که با هدف قرار دادن این مولفهها میتوان تا به بهبود اعتیاد به ورزش کمک کرد.
خانم خدیجه میعادی، دکتر سهیلا رحمانی،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای نگرانی از تصویر بدنی در رابطه بین باورهای فراشناختی، بدتنظیمی هیجانی و عدم تحمل بلاتکلیفی با شدت علائم اختلال پرخوری عصبی در زنان بود. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به اختلال پرخوری عصبی مراجعهکننده به مراکز درمانی شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود که از میان آنها ۲۵۰ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی، پرسشنامه باورهای فراشناختی، مقیاس دشواری در تنظیم هیجانات، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی و پرسشنامه ارزیابی اختلال خوردن بود و دادهها با استفاده از نرمافزار AMOS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که باورهای فراشناختی، بدتنظیمی هیجانی و عدم تحمل بلاتکلیفی رابطه مثبت و معناداری با نگرانی از تصویر بدنی دارند؛ همچنین نگرانی از تصویر بدنی با شدت علائم اختلال پرخوری عصبی رابطه معناداری داشت. تحلیل مسیر نشان داد که هر سه متغیر مذکور از طریق نگرانی از تصویر بدنی، اثر غیرمستقیم و معناداری بر شدت علائم پرخوری عصبی دارند. در نتیجه میتوان گفت نگرانی از تصویر بدنی نقش واسطهای مهمی در رابطه بین متغیرهای شناختی-هیجانی و شدت اختلال پرخوری عصبی ایفا میکند؛ بر این اساس، مداخلات درمانی باید بر اصلاح باورهای فراشناختی ناکارآمد، بهبود تنظیم هیجان و افزایش تحمل بلاتکلیفی متمرکز باشند تا از طریق کاهش نگرانی از تصویر بدنی، علائم اختلال پرخوری عصبی در بیماران کاهش یابد.