465 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
ماهرخ آجرلو،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی معنادرمانی بر امید به زندگی و رشد پس از سانحه در بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ بود. این مطالعه از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ مراجعهکننده به بیمارستان امام حسین (ع) در سال ۱۴۰۴ بود که از میان آنها ۳۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه ۱۵ نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت مداخله معنادرمانی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله روانشناختی دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه امید به زندگی و پرسشنامه رشد پس از سانحه بود و دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر در نرمافزار SPSS تحلیل شد. نتایج نشان داد معنادرمانی موجب افزایش معنادار امید به زندگی و رشد پس از سانحه در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد و این اثرات در مرحله پیگیری نیز تا حد زیادی پایدار باقی ماند. در نتیجه میتوان گفت معنادرمانی بهعنوان یک مداخله مؤثر روانشناختی میتواند در بهبود امید به زندگی و تسهیل رشد پس از سانحه در بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ نقش داشته باشد.
لیلا سادات مدرسی، زهرا سادات حاجی سید تقیا تقوی، پریسا کلاهی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش سرمایه روانشناختی بر اشتیاق تحصیلی دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه بود. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری دوماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه مدارس منطقه ۲ شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود که از میان آنان ۳۰ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی پنج جلسه آموزش سرمایه روانشناختی را دریافت کرد. دادهها در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری گردآوری و با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. یافتهها نشان داد آموزش سرمایه روانشناختی موجب افزایش معنادار اشتیاق تحصیلی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه شد (05/0>P). همچنین، تفاوت معناداری بین نمرات پسآزمون و پیگیری مشاهده نشد که بیانگر پایداری اثر مداخله در دوره پیگیری بود. در مجموع، آموزش سرمایه روانشناختی در افزایش و تداوم اشتیاق تحصیلی دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه اثربخش بود. بر این اساس، استفاده از این مداخله در برنامههای مشاوره و روانشناختی مدارس میتواند به ارتقای اشتیاق تحصیلی دانشآموزان کمک کند.
پونه نزاکت، نگین قدمی، فاطمه هوشمند، ارمغان عطشانی کوچصفهانی، سمانه خردیار،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله ذهنآگاهی رابطهمحور بر استرس ادراکشده و کیفیت تعاملات زوجی در زوجهای دارای مشکلات ارتباطی انجام شد. پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون، گروه کنترل و مرحله پیگیری کوتاهمدت بود. جامعه آماری شامل زوجهای مراجعهکننده به مراکز مشاوره خانواده در شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود که ۳۰ زوج به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تخصیص یافتند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس استرس ادراکشده کوهن، پرسشنامه کیفیت تعاملات زوجی و فرم اطلاعات جمعیتشناختی بود. مداخله شامل برنامه هشت جلسهای ذهنآگاهی رابطهمحور با تمرکز بر آگاهی لحظهای، گوش دادن آگاهانه، مدیریت تعارض و پرورش همدلی بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمونهای تعقیبی بررسی شدند. یافتهها نشان داد که مداخله به طور معناداری استرس ادراکشده را کاهش و کیفیت تعاملات زوجی را افزایش داد و اثرات آن در پیگیری کوتاهمدت نیز پایدار بود. این نتایج با پژوهشهای پیشین همسو بوده و نشاندهنده توانایی ذهنآگاهی رابطهمحور در مدیریت تعارضها، تقویت همدلی و ارتقای مهارتهای ارتباطی زوجین است. یافتهها تأکید میکنند که این مداخله میتواند رویکردی علمی و کاربردی برای مشاوران خانواده و برنامههای پیشگیری از مشکلات ارتباطی زوجین باشد. محدودیتهای پژوهش شامل نمونه محدود، پیگیری کوتاهمدت و استفاده از ابزارهای خودگزارشی است و مطالعات آینده میتوانند با نمونههای بزرگتر و پیگیری بلندمدت اثرات مداخله را بررسی کنند.
کیومرث مرادی، هوشنگ جدیدی، علی تقوایی نیا،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بسته آموزشی ارتقای کیفیت زندگی بر احساس تنهایی و اضطراب مرگ سالمندان انجام شد. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه سالمندان مقیم مرکز نگهداری سالمندان تأمین اجتماعی شهر کرمانشاه بود که از میان آنان ۳۰ نفر به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه، بسته آموزشی ارتقای کیفیت زندگی را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس احساس تنهایی یوسیالای و مقیاس اضطراب مرگ تمپلر بود. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس تکمتغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بسته آموزشی ارتقای کیفیت زندگی موجب کاهش معنادار احساس تنهایی و اضطراب مرگ سالمندان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. همچنین اندازه اثر مداخله برای احساس تنهایی 0/51و برای اضطراب مرگ 0/41 به دست آمد که نشاندهنده اثربخشی مطلوب مداخله است. بر اساس یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که بسته آموزشی ارتقای کیفیت زندگی میتواند بهعنوان یک مداخله جامع و مبتنی بر شواهد در جهت بهبود سلامت روان سالمندان و کاهش احساس تنهایی و اضطراب مرگ آنان مورد استفاده قرار گیرد.
ثنا حیدری، دکتر فرشید ابراهیمی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رواندرمانی مثبتنگر بر بهزیستی روانشناختی زوجین در شهر کرمانشاه بود. پژوهش از نوع شبهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل و پیگیری 1 ماه انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زوجین متأهل ساکن شهر کرمانشاه در بازه زمانی فروردین تا اردیبهشت سال 1404 بود. از میان این جامعه، 40 زوج مراجعهکننده به کلینیکهای مشاوره و روانشناختی به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 زوج) و کنترل (20 زوج) گمارده شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه رواندرمانی مثبتنگر گروهی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. ابزار پژوهش پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف بود. دادهها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که پس از کنترل نمرات پیشآزمون، بین میانگین نمرات بهزیستی روانشناختی زوجین در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (05/0P>) همچنین رواندرمانی مثبتنگر موجب بهبود معنادار مؤلفههای بهزیستی روانشناختی شامل پذیرش خود، روابط مثبت با دیگران، خودمختاری، تسلط بر محیط، هدفمندی در زندگی و رشد شخصی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. بر اساس یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که رواندرمانی مثبتنگر با تمرکز بر هیجانات مثبت، معنابخشی به زندگی، تقویت توانمندیها و بهبود روابط بینفردی، نقش مؤثری در ارتقای بهزیستی روانشناختی زوجین دارد. ازاینرو، استفاده از این رویکرد در برنامههای زوجدرمانی و مراکز مشاوره خانواده بهمنظور ارتقای سلامت روان زوجین پیشنهاد میشود.
نازیلا کاظمی جامع بزرگی، دکتر امینه جلالی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی (MBSR) بر خستگی مزمن، علائم روانتنی و تابآوری در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (MS) بود. این پژوهش از نوع کاربردی و با طرح نیمهآزمایشی پیشآزمون–پسآزمون همراه با گروه کنترل و مرحله پیگیری انجام شد. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به اماس مراجعهکننده به انجمن ام اس هرمزگان در فروردین ۱۴۰۴ بود که از میان آنان ۳۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه مداخله برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی را بهصورت گروهی و توسط متخصص روانشناسی دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس خستگی، پرسشنامه علائم روانتنی و مقیاس تابآوری کانر–دیویدسون بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند.
یافتهها نشان داد که مداخله برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی موجب کاهش معنادار خستگی مزمن و علائم روانتنی و همچنین افزایش معنادار تابآوری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد . همچنین نتایج مرحله پیگیری نشان داد که اثرات مداخله تا حد زیادی پایدار باقی مانده است. بیشترین اندازه اثر مربوط به علائم روانتنی و سپس تابآوری بود که نشاندهنده نقش مؤثر این مداخله در بهبود تنظیم هیجانی و کاهش نشانههای جسمانی مرتبط با استرس است.
در مجموع، نتایج این پژوهش نشان میدهد که برنامه برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند بهعنوان یک مداخله مکمل مؤثر در بهبود وضعیت روانشناختی و جسمانی بیماران مبتلا به اماس مورد استفاده قرار گیرد و نقش مهمی در ارتقای کیفیت زندگی آنان ایفا کند.
محسن امیری، جهانگیر کرمی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
یکی از موارد غفلت در آسیب شناسی روانی، زیربنای فرهنگی آن است. همانطور که ژنها می توانند اطلاعات زیستی معیوب را با خود حمل کرده و به نسلهای بعدی منتقل کنند، ممها نیز قادر هستند تا اطلاعات معیوب فرهنگی را به اذهان منتقل و موجب آسیب روانی شوند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر عبارت از ایده پردازی و توسعه ی تکنیک نقشه های مم برای دستیابی به تاریخچه ی رشدی مم های روانشناختی مرضی در اختلال افسردگی اساسی بود. پژوهش حاضر از نوع مطالعات موردی کیفی بود. جامعهی آماری پژوهش را تمامی افراد 18تا 25 سالهی دارای اختلال افسردگی اساسی شهر کرمانشاه در سال 1403 تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تعداد یک نفر به عنوان شرکت کننده انتخاب شد. نتایج ارزیابی ممتیک نشان داد دو ممپلکس ناتوانی-عجز و شرمساری- نقص، نشانه های بیمار را ایجاد کرده بودند و در ادامه با استفاده از تکنیک نقشه های مم، رویدادهای جنینی و رشد این دو ممپلکس شناسایی شدند. بینش بیمار نسبت به رویدادهای جنینی و رویدادهای رشد مشکلات خود موجب آگاهی او از احساسات متناظر با ممهای مرضی میشود تا بتواند با حل و فصل آنها، پایههای ممپلکس مرضی خود را متزلزل کند و در ادامه میتواند بر خلاف اثرات فنوتیپی گسترش یافتهی ممپلکس مرضی خود حرکت کند. این مطالعه نشان داد که می توان نقشه های مم را با موفقیت در دستیابی به تاریخچه ی تحولی مم های روانشناختی مرضی در اختلال افسردگی اساسی به کار برد
مریم کاظمی، تورج سپهوند،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف پیشبینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطافپذیری شناختی و دشواریهای تنظیم هیجان مادران آنها انجام شد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده و در قالب طرح همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل نوجوانان 13 تا 18 سال مدارس شهر اراک به همراه مادرانشان بود که با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای، 459 نفر از آنها انتخاب شد. دانش آموزان ﻣﻘﻴﺎس ﻧﺎﮔﻮﻳﻲﻫﻴﺠﺎنی تورنتو 20 مادهای، و مادران آنها پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی و مقیاس دشواریهای تنظیم هیجان را پاسخ دادند و دادههای حاصل با استفاده از رگرسیون گام به گام تحلیل شد. نتایج نشان داد خردهمقیاسهای دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان (ضریب بتای 240/0) و فقدان شفافیت هیجانی (ضریب بتای 194/0) مادران نقش معناداری در پیشبینی ناگویی هیجانی نوجوانان داشته و حدود 14 درصد واریانس آن را تبیین نمودند. دیگر خردهمقیاسهای دشواریهای تنظیم هیجان و نیز انعطافپذیری شناختی مادران نقشی در تبیین آن نداشتند. در نتیجه، دشواریهای تنظیم هیجان در مادران میتواند نقش مهمی در ناگویی هیجانی نوجوانان داشته باشد. بر این اساس، تقویت مهارتهای تنظیم هیجان مادران به عنوان یک اولویت مهم برای بهبود سلامت هیجانی قرزندان به متخصصان پیشنهاد میگردد.
آقای حسام سلیمانی، آقای امین رحمتی، آقای عاصم اسماعیلی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوی ساختاری توجه به هیجانات (ارادی و غیر ارادی) با نگرانی و استرس با نقش میانجی عواطف منفی انجام شد. روش پژوهش حاضر مدلسازی معادلات ساختاری بود و جامعۀ پژوهش حاضر تمام دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز بودند. نمونه به روش تصادفی ساده انتخاب شد و در نهایت داده های به دست آمده از 312 نفر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ابزارهای پژوهش حاضر از نوع خودگزارشی و شامل پرسشنامه های توجه به هیجانات پالمیری و همکاران (2009) ، نگرانی پنسیلوانیا مایر و همکاران (1995)، پرسشنامۀ خلاقیت هیجانی آوریل و توماس-نولز (1991)، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لاویبند و لاویبند (1995) و همچنین مقیاس عواطف مثبت و منفی واتسون و همکاران (1988) بودند. در نهایت، داده های حاصل با استفاده از معادلات ساختاری و روش بوت استرپ نرمافزارهای SPSS و AMOS نسخۀ 24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. پس از تحلیل مشاهده شد که مدل از برازش مناسب برخوردار است و یافته های نشان داد که توجه غیر ارادی به هیجانات به صورت مستقیم با عواطف منفی، نگرانی و استرس در ارتباط است اما توجه ارادی به هیجانات تنها با عواطف منفی رابطۀ مستقیم دارد و رابطۀ آن با نگرانی و استرس به صورت غیر مستقیم و از طریق عواطف منفی است. عواطف منفی برای رابطۀ هردو نوع توجه به هیجانات با نگرانی و استرس نقش میانجی را ایفا میکرد.
دکتر شیدا ناصری اکبر، دکتر عزت الله کرد نیکوزاده، دکتر مهناز مغانلو، دکتر سیده زهرا علی بخشی، دکتر امین رفیعی پور،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف از مطالعه حاضر مقایسه اثربخشی مداخله های پذیرش و تعهد و ذهن آگاهی بر شاخص های زیستی، روانی و اجتماعی زنان مبتلا به ویروس پاپیلوم انسانی بود. این مطالعه به روش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون – پسآزمون و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان بیمار دارای ویروس پاپیلومای انسانی بوده که در دبی ساکن و به کلینیک بیماریهای رفتاری الشفا مراجعه داشتند. نمونه آماری به حجم 45 نفر، به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی ساده در سه گروه ( 15 نفر آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد ، 15 نفر آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی و 15 نفر گروه گواه) گمارده شدند. سپس آزمودنی های دو گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و ذهن آگاهی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه های داس -21 (1993)، پذیرش اجتماعی مارلو و کراون (1996) بود که قبل، بعد و دو ماه بعد از مداخله توسط هر سه گروه تکمیل شد. نتایج نشان داد، تفاوت آماری معنی داری بین میانگین نمرات پس آزمون و در نظر گرفتن اثر زمان در متغیرهای میانگین ویروس، افسردگی ، اضطراب ، استرس و پذیرش اجتماعی ، وجود دارد. نتایج بهدستآمده از پژوهش نشان داد هر دو روش مداخله آموزشی در زنان موثر بوده است.
حوا محمودزاده کناری، افسانه خواجوند خوشلی، جوانشیر اسدی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان هیجانمدار بر کاهش حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی در دانشآموزان مبتلا به اختلال وسواسی–اجباری بود. این مطالعه به شیوه نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه مبتلا به اختلال وسواسی–اجباری در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ در شهر بابلسر بود. از میان آنها، ۳۰ نفر بهصورت هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای تحت درمان هیجانمدار قرار گرفت، در حالیکه گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه حساسیت اضطرابی (ASI) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) بود که در دو مرحله پیشآزمون و پسآزمون اجرا شدند. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) و آزمون حداقل تفاوت معنادار تحلیل شد. نتایج نشان داد درمان هیجانمدار بهطور معناداری موجب کاهش حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل گردید (p<0.01). بر این اساس، میتوان نتیجه گرفت درمان هیجانمدار رویکردی مؤثر برای کاهش مؤلفههای شناختی–هیجانی مرتبط با اختلال وسواسی–اجباری در نوجوانان است.
عدنان واعظی، دکتر حسین بیگدلی، دکتر محسن احمدی طهور،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، تبیین مدل ساختاری جهتگیری اهداف پیشرفت نوجوانان بر اساس طرحوارههای هیجانی و پردازش حافظه فعال در بافت سلامت روانی بود. این مطالعه از نوع توصیفی–همبستگی و با رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان مقطع متوسطه دوم در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود که از میان آنها، ۳۱۵ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پس از اعمال ملاکهای ورود و خروج، دادههای ۳۰۰ نفر وارد تحلیل شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه جهتگیری هدف الیوت و مکگریگور (2001)، مقیاس طرحوارههای هیجانی لیهی (2002) و مقیاس حافظه فعال نلسون کاون (2005) بود. دادهها با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار PLS تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که طرحوارههای هیجانی و حافظه فعال، هر دو بهطور مستقیم و مثبت بر ابعاد مختلف جهتگیری اهداف پیشرفت اثر دارند و حافظه فعال نقش میانجی معناداری در رابطه بین طرحوارههای هیجانی و اهداف پیشرفت ایفا میکند. مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار بود. نتایج این پژوهش بر اهمیت همزمان عوامل هیجانی و شناختی در شکلگیری اهداف پیشرفت نوجوانان تأکید دارد و میتواند راهنمای مداخلات آموزشی و روانشناختی برای ارتقای انگیزش تحصیلی آنان باشد.
ماهرخ آجرلو،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
بیماری لوپوس به عنوان یک اختلال خودایمنی مزمن، علاوه بر عوارض جسمی، پیامدهای روانشناختی گستردهای بر سلامت روان بیماران دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی طرحوارهدرمانی بر میزان شرم درونیشده و ارتقای کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به لوپوس انجام شد.این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به لوپوس مراجعهکننده به بیمارستان امام حسین (ع) در شهر تهران بود که از میان آنها، ۳۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامه شرم درونیشده و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت بود. گروه آزمایش تحت هشت جلسه 90 دقیقه ای مداخله طرحوارهدرمانی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند.نتایج تحلیل دادهها نشان داد که پس از کنترل اثرات پیشآزمون، تفاوت معناداری میان میانگین نمرات دو گروه در پسآزمون وجود دارد. طرحوارهدرمانی بهطور معناداری باعث کاهش شرم درونیشده و افزایش نمرات کیفیت زندگی در ابعاد جسمانی، روانشناختی و اجتماعی بیماران گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد.بر اساس یافتههای این پژوهش، طرحوارهدرمانی با چالش کشیدن طرحوارههای ناسازگار اولیه و جایگزینی الگوهای رفتاری کارآمد، مداخلهای اثربخش برای کاهش بارهای روانی منفی و بهبود سطح زندگی بیماران مبتلا به لوپوس محسوب میشود و میتواند در کنار درمانهای پزشکی مورد استفاده قرار گیرد.
آرشیدا صیادی، فاطمه هوشمند، سیده ریحانه هاشمی، تارا ستوار، ارسلان برکت،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
اختلال کمتوجهی–بیشفعالی در دوره نوجوانی با کاستیهای پایدار در خودتنظیمی، ضعف مهارتهای خودمدیریتی و افزایش مشکلات اجتماعی–هیجانی، از جمله اضطراب اجتماعی، همراه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی بر مهارتهای خودمدیریتی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان مبتلا به اختلال کمتوجهی–بیشفعالی بود. پژوهش به شیوه نیمهآزمایشی و با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری دوماهه انجام شد. جامعه پژوهش شامل نوجوانان ۱۳ تا ۱۵ ساله مبتلا به این اختلال بود که ۳۰ نفر از آنان به روش در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش در هشت جلسه ۹۰ دقیقهای برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل در فهرست انتظار قرار داشت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودمدیریتی نوجوانان و مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانان بود که در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری اجرا شدند. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری با اندازهگیری مکرر تحلیل شد. نتایج نشان داد که اجرای برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی موجب افزایش معنادار مهارتهای خودمدیریتی و کاهش معنادار اضطراب اجتماعی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد و این اثرات در پیگیری دوماهه نیز تا حد زیادی پایدار باقی ماند. بر اساس یافتهها، برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند بهعنوان مداخلهای مکمل و مؤثر در بهبود کارکردهای شناختی–رفتاری و کاهش مشکلات اجتماعی–هیجانی نوجوانان مبتلا به اختلال کمتوجهی–بیشفعالی مورد استفاده قرار گیرد.
سیده بیتا میرغفاری، دکتر مریم کلهرنیا گلکار، دکتر طاهر تیزدست،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
بیماری عروق کرونر قلب یکی از شایعترین بیماریهای قلبی و علت اصلی مرگومیر در جهان است که مدیریت مؤثر آن نیازمند رویکردهای جامع و فراتر از درمان دارویی است. خودمراقبتی، بهعنوان یکی از مؤلفههای کلیدی در کنترل این بیماری، در بستر حمایتهای اجتماعی و به ویژه حمایتهای خانواده میتواند به بهبود کیفیت زندگی بیماران و کاهش بستریهای مکرر کمک کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه سلامت خانوادهمحور بر خودمراقبتی بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب طراحی شد. این مطالعه نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون و پیگیری سهماهه، شامل ۳۰ مرد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب بود که بهطور تصادفی در دو گروه مداخله (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) تقسیم شدند. گروه مداخله در هشت جلسه هفتگی ۹۰ دقیقهای برنامه آموزشی ـ حمایتی خانوادهمحور شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچگونه مداخله آموزشی دریافت نکرد. نتایج نشان داد که برنامه سلامت خانوادهمحور بهطور معناداری موجب افزایش رفتارهای خودمراقبتی در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل شد و این تغییرات تا سه ماه پس از مداخله حفظ گردید. این یافتهها تأکید بر اهمیت مشارکت خانواده در بهبود خودمراقبتی بیماران قلبی دارد و نشان میدهد که مداخلات خانوادهمحور میتوانند بهعنوان مکملی برای درمانهای دارویی در مدیریت بیماریهای قلبی موثر باشند. نتایج پژوهش، ضرورت ادغام این رویکردها در نظام سلامت را مطرح میسازد و به سیاستگذاران توصیه میکند تا زمینههای اجرای نظاممند برنامههای خانوادهمحور را فراهم کنند.
مرضیه براتی، زهره مرتضائی کرهرودی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر فرسودگی تحصیلی و علائم اضطراب اجتماعی دانشآموزان دختر مقطع متوسطه دوم بود. پژوهش با روش نیمهتجربی و طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل و پیگیری یکماهه انجام شد. جامعه آماری شامل دانشآموزان دختر مدارس دولتی شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ بود. پس از غربالگری اولیه، ۳۰ دانشآموز دارای نمره بالا در اضطراب اجتماعی بهصورت هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه ۹۰ دقیقهای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانان و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شد.نتایج نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد موجب کاهش معنادار اضطراب اجتماعی و فرسودگی تحصیلی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد و این اثر در مرحله پیگیری نیز تداوم داشت.در مجموع، یافتهها بیانگر آن است که ACT میتواند با افزایش انعطافپذیری روانشناختی و کاهش اجتناب تجربهای، به بهبود سازگاری تحصیلی و اجتماعی دانشآموزان کمک کند و بهعنوان مداخلهای مؤثر در محیطهای آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر معصومه حسینیان، فاطمه محمدی فر،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاهمدت بر کاهش استرس ادراکشده در دانشآموزان دختر مبتلا به اضطراب اجتماعی بود. روش پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان دختر پایه هفتم متوسطه اول منطقه سه شهر تهران در سال تحصیلی 1404–1405 بود. نمونه پژوهش شامل 20 دانشآموز دارای نشانههای اضطراب اجتماعی بود که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 10 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی 9 جلسه 90 دقیقهای تحت مداخله رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاهمدت قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب اجتماعی (SPIN) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) بود. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس (ANCOVA) در نرمافزار SPSS-26 تحلیل شدند.
یافتهها نشان داد پس از کنترل اثر پیشآزمون، بین دو گروه در میزان استرس ادراکشده تفاوت معناداری وجود دارد (p<0.01). اندازه اثر مداخله 0.569 به دست آمد که بیانگر اثربخشی قابل توجه درمان است. نتایج نشان داد رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاهمدت میتواند بهطور معناداری استرس دانشآموزان مبتلا به اضطراب اجتماعی را کاهش دهد.
ثنا حیدری، دکتر فرشید ابراهیمی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رواندرمانی مثبتنگر بر تنظیم هیجان زوجین بود. این مطالعه با روش نیمهآزمایشی و با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل زوجین مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر کرمانشاه در سال 1404 بود که از میان آنها تعداد 20 زوج به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه رواندرمانی مثبتنگر گروهی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه تنظیم هیجان شناختی گارنفسکی و همکاران (2001) بود. دادهها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت.نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که رواندرمانی مثبتنگر تأثیر معناداری بر تنظیم هیجان زوجین دارد. بهطور مشخص، این مداخله موجب افزایش مؤلفههای سازگارانه تنظیم هیجان شامل پذیرش، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامهریزی، ارزیابی مجدد مثبت و دیدگاهگیری و کاهش مؤلفههای ناسازگارانه شامل خودسرزنشی، نشخوار فکری، فاجعهسازی و سرزنش دیگران در زوجین گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد.یافتههای پژوهش نشان میدهد رواندرمانی مثبتنگر با تأکید بر هیجانات مثبت، معنابخشی به تجارب، شناسایی توانمندیها و بازسازی شناختی مثبت، نقش مؤثری در بهبود راهبردهای تنظیم هیجان زوجین ایفا میکند. این رویکرد با کاهش الگوهای شناختی منفی و تقویت راهبردهای سازگارانه، به زوجین کمک میکند تا تعارضها و فشارهای زندگی زناشویی را به شیوهای مؤثرتر مدیریت کنند. بنابراین، رواندرمانی مثبتنگر میتواند بهعنوان یک مداخله کارآمد در زوجدرمانی و برنامههای ارتقای سلامت روان خانواده مورد استفاده قرار گیرد.
زینب آویش، فریبرز درتاج، فاطمه قائمی، نورعلی فرخی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان مثبت نگر و مدل الگوی توانمند سازی خانواده مبتنی بر شفقت به خود بر تبعیت از درمان و کیفیت زندگی در بیماران زن مبتلا به دیابت نوع دو بود. در یک مطالعه نیمه آزمایشی با گروه کنترل و پیش آزمون و پس آزمون ، 45زن مبتلا به دیابت نوع دو که از خرداد تا تیر ماه 1403 مراجعه کننده به بخش غدد بیمارستان شهید دکتر لبافی نژاد شهر تهران بودند با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. سپس آزمودنیها به طور تصادفی و از طریق نرم افزار اکسل آفیس در دو گروه آزمایش(گروه آزمایش اول تحت درمان درمان مثبت نگر (n=15)؛ گروه آزمایش دوم تحت درمان مدل الگوی توانمند سازی خانواده مبتنی بر شفقت به خود (n=15 ) و یک گروه کنترل (n=15) تحت درمانهای روتین بیمارستان قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامهی مقیاس تبعیت از درمان و کیفیت زندگی در سه مرحله خط پایه، پس از مداخله و پیگیری سه ماهه جمع آوری شدند. داده ها در نرم افزار آماری SPSS نسخه 21 وارد و با استفاده از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که در مرحله پیش آزمون بین سه گروه تفاوت معنی داری وجود نداشت که حاکی از همگن بودن سه گروه و مقایسه پس آزمونها در سه گروه حاکی از وجود تفاوت معنی دار است که این مساله نشان دهنده اثربخشی گروه درمان مثبت نگر و گروه توانمندسازی خانواده مبتنی بر شفقت بوده است.
عزت اله رست، دکتر اسدلله ویسی، دکتر محمود گودرزی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف از انجام این پژوهش مقایسه میزان تاثیر درمان پسامدرن و دیدگاه حساس به جنسیت بر بهزیستی اجتماعی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان ایلام بود. روش پژوهش حاضر مقایسه بین دو پروتکل درمانی است و از نوع تکرار سنجش با پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری با فاصله زمانی سه ماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان ایلام در ۶ ماهه دوم سال 1402 بودند. جهت انتخاب حجم نمونه 45 نفر از زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان ایلام بر اساس روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. یعنی ابتدا بر روی 150 نفر از زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان درمانی، پرسشنامه تعاضات زناشویی اجرا شد و سپس به طور هدفمند تعداد 45 نفر از زوجینی که در این پرسشنامه بیشترین نمره را اخذ نموده اند انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها شامل پرسشنامهی بهزیستی اجتماعی کییز (1998) بود. تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرمافزار SPSS.26 صورت گرفت. بر اساس نتایج بهدستآمده، فرضیه پژوهش مبنی بر وجود تفاوت معنادار بین درمان پسامدرن و دیدگاه حساس به جنسیت بر بهزیستی اجتماعی زوجین، تأیید نشد. با این حال، یافتهی کلیدی این بود که درمان پسامدرن تأثیر معناداری بر بهزیستی اجتماعی زوجین در مقایسه با گروه کنترل داشت، در حالی که این تأثیر برای رویکرد حساس به جنسیت معنادار نبود. بنابراین، به نظر میرسد رویکرد پسامدرن اثربخشی گستردهتری برای ارتقای منابع روانشناختی و ارتباطی زوجین دارد.