جستجو در مقالات منتشر شده



شهلا گودرزی، مونا سلیمان حشمت، ملیکا بلوری، حامد رشیدی اصل، مژگان اسماعیل پور،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBCT) بر استرس ادراک‌شده و تمرکز دانش‌آموزان مبتلا به اختلال بیش‌فعالی/کمبود توجه (ADHD) بود. این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان مبتلا به اختلال بیش‌فعالی/کمبود توجه مراجعه‌کننده به کلینیک آتیه درخشان ذهن تهران در فاصله فروردین تا خرداد ۱۴۰۴ بود. از میان افراد واجد شرایط، ۳۰ دانش‌آموز به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه ۹۰ دقیقه‌ای تحت مداخله شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی قرار گرفت و گروه کنترل در فهرست انتظار باقی ماند. داده‌ها با استفاده از مقیاس درجه‌بندی کانرز والدین، پرسشنامه استرس ادراک‌شده کوهن و آزمون توجه و تمرکز گردآوری شد. نتایج نشان داد میانگین استرس ادراک‌شده در گروه آزمایش از مرحله پیش‌آزمون به پس‌آزمون و پیگیری به‌طور معناداری کاهش یافت و میانگین تمرکز در این گروه به‌طور معناداری افزایش پیدا کرد، در حالی که در گروه کنترل تغییر معناداری مشاهده نشد. همچنین، اثرات درمان در مرحله پیگیری نیز تا حد زیادی پایدار باقی ماند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌تواند به‌عنوان مداخله‌ای مؤثر برای کاهش استرس ادراک‌شده و بهبود تمرکز در دانش‌آموزان مبتلا به اختلال بیش‌فعالی/کمبود توجه مورد استفاده قرار گیرد.

خانم پریرخ ممقانی میاندوآب، دکتر جواد کاوسیان، دکتر مهدی عربزاده، دکتر بلال ایزانلو،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

با انقلاب در­ دنیای شبکه­های رایانه­ای و تکامل فناوری­های نوین، بازی­های برخط جایگزین بازی­های فیزیکی سنتی و بازی­های ویدیویی شدند. مطالعۀ حاضر با هدف مفهوم­سازی اعتیاد به بازی­های برخط در نوجوانان ایرانی بر اساس نظریۀ داده بنیاد از طریق مصاحبه نیمه­ساختاریافته انجام شد. مشارکت­کنندگان 20 نوجوان پسر 13 تا 18 ساله شهر تهران بودند که به روش نمونه­گیری هدفمند نظری انتخاب شدند. برای تحلیل داده­ها و استخراج مضامین از نرم­افزار MAXQUDA-10 و رویکرد تحلیل تماتیک اشتراوس و کوربین (1998) شامل کدگذاری باز، محوری، انتخابی و نظری بهره گرفته شد. نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه­ها نشان داد که مقوله­های پرکردن اوقات فراغت، شخصی، ارتباطی، شهرت و کسب ثروت از مهم­ترین علل اعتیاد به بازی برخط در نوجوانان بودند. مقوله­های شخصی، کار و بازاریابی و حمایت اجتماعی ادراک شده زمینه­های مهم بروز اعتیاد به بازی برخط را تشکیل می­دادند. بهبود دقت و تمرکز، کنترل خشم، شادابی و رفع افسردگی، دوست­یابی، حرفه­ای و معروف شدن پیامدهای مثبت اعتیاد به بازی برخط بودند و در نهایت کمبود وقت برای فعالیت­های روزمره و افت درسی، شخصی، آسیب به سلامت جسمانی، درک نشدن توسط خانواده پیامدهای منفی اعتیاد به بازی­های برخط را تشکیل می­دادند. می­توان نتیجه گرفت که اعتیاد به بازی­های برخط در نوجوانان، پدیده­ای پیچیده و چندبعدی است که تحت تأثیر عوامل فردی، اجتماعی و خانوادگی قرار دارد.

محمد گراوندنیا، اسماعیل سعدی پور،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده

 گلاسر بر دو مؤلفه کلیدی کیفیت تجارب یادگیری یعنی کیفیت راهنمایی تحصیلی و انعطاف‌پذیری یادگیری در دانش‌آموزان انجام شد. در این مطالعه آمیخته، بخش کیفی به تدوین مؤلفه‌های بسته بر اساس مبانی نظری نظریه انتخاب و پیشینه پژوهشی اختصاص یافت و روایی محتوایی آن با استفاده از شاخص‌های نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی و نیز نظر متخصصان روان‌شناسی تربیتی و واقعیت‌درمانی تأیید گردید. بخش کمی پژوهش با طرح شبه‌آزمایشی پیش‌آزمون-پس‌آزمون همراه با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری را دانش‌آموزان دختر پایه دوم متوسطه رشته علوم تجربی در منطقه دو کرج تشکیل می‌دادند که از میان آنان نمونه‌ای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش طی ده جلسه نود دقیقه‌ای تحت آموزش با بسته طراحی‌شده قرار گرفت و داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که پس از کنترل نمرات پیش‌آزمون، تفاوت معناداری بین دو گروه در هر دو متغیر وابسته وجود دارد؛ به طوری که بسته آموزشی به طور معناداری موجب افزایش کیفیت راهنمایی تحصیلی و ارتقای انعطاف‌پذیری یادگیری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. این یافته‌ها حمایت تجربی قابل توجهی از کارآمدی بسته آموزشی مبتنی بر نظریه انتخاب در ارتقای شاخص‌های کیفیت یادگیری فراهم می‌آورد. بنابراین بسته طراحی‌شده می‌تواند به عنوان ابزاری مدون و استاندارد در برنامه‌های مشاوره تحصیلی و مداخلات مدرسه‌محور برای تقویت مسئولیت‌پذیری و بهبود تجربه یادگیری دانش‌آموزان مورد استفاده قرار گیرد.


دکتر خدیجه فولادوند، دکتر پیمان حاتمیان،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده

نسل Zاولین نسلی است که در عصر دیجیتال و در بستر فناوری های پیشرفته رشد یافته است. تنظیم هیجان، به عنوان فرایند مدیریت و تعدیل پاسخ های هیجانی، نقشی کلیدی در سازگاری با چالش های دانشجویان ایفا می کند لذا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردهای تنظیم هیجان در دانشجویان نسل Z انجام شد. پژوهش از نوع کیفی یوده و به روش تحلیل مضمون انجام شده است و بنابراین، یک پژوهش کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش، تمامی دانشجویان نسل Z در دانشگاه تهران بود که از بین آن¬ها 30 نفر به عنوان نمونه آماری پژوهش، به صورت هدفمند در مطالعه همکاری نمودند. داده ها از طریق مصاحبه هایی نیمه ساختاریافته جمع¬آوری شدند. پس از کدگذاری متن مصاحبه ها، 30 مضمون پایه،10 مضمون سازمان دهنده و 3 مضمون فراگیر، در قالب سه دسته راهبرد، یعنی راهبردهای درونی، بیرونی و ترکیبی استخراج گردید. نتایج این پژوهش بر اهمیت ادغام آموزش راهبردهای تنظیم هیجان بر طراحی برنامه های مداخله ای مبتنی بر نیازهای خاص نسل Z در سیاست های دانشگاهی تأکید می‌کند.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb